تبلیغات
عاشقان رزیدنت اویل
خوش آمدید




سلام  من جیل ولنتاین هستم مدیر وبلاگ با عنوان عاشقان رزیدنت اویل  که مربوط میشه به بازیه محبوبم رزیدنت اویل تو این وب از همه کاراکترای اویل آپ میکنم با تبادل لینک ولوگو موافقم







    

  

                                                                                    

                                                                              



 

[ جمعه 15 مرداد 1395 ] [ 12:41 ب.ظ ] [ جیل ولنتاین ] [ نظرات () ]
لینک دانلود مد جیل به جای شوا
https://www.uplooder.net/files/ec7dd94d9293656748b560318fb4f44a/jill-to-sheva.rar.html

[ یکشنبه 15 مرداد 1396 ] [ 03:30 ب.ظ ] [ جیل ولنتاین ] [ نظرات () ]
رزیدنت اویل8_3
با قسمت سوم داستان اویل 8 در خدمتتونیم
کلر گفت . منم باید دنبال جیل بگردم نمی دونیم الان حالش خوبه یا نه یا براش چه اتفاقی افتاده . ببینیم جیل چطوره?? جیل داخل ماشین از حالت بیهوشی خارج میشه و سریعا در ماشینو باز میکنه و خودشو از توی ماشین میندازه بیرون . پس از اینکه بلند شد خودشو توی یک جنگل تاریک دید . نگران بود و همینطور مضطدب . تنها وسایلی که داشت یک عدد تفنگ بود با 15 تا خشاب .سعی کرد راهشو ادامه بده . تو راه رفتن به خونه ی کریس متوجه ی یک چیز عجیبی شد و اونم این بود که تعادل خودشو همش از دست میداد و رنگ پوستش عوض میشد . دستشو به یک تنه ی درخت گرفت . صدای عجیبی شنید . اون صدا صدای پارس سگ های وحشی بود جیل که نمی خواست از اسلحه هاش استفاده ی بیهوده ای بکنه سریعا از اونجا دور شد . تو راه متوجه شد مردم شهر آدم نیستن بلکه به یک ویروسی مبتلا شدن که باعث خون آشام شدن اونا میشه. جیل که این موضوع رو فهمید تصمیم گرفت به خونه برگرده ولی توراه بازگشت به خونه ......... ببینیم برای کریس چه اتفاقی افتاده اون فرد اسرار آمیز دستشو روی شونه ی کریس گزاشت . کریس خوشحال بود چونکه پیرز رو دیده بود بله پیرز پیرز پس از نابود شدن آنجا خودش رو به زمین رسوند و پادتن ویروس سی رو پیدا کرد ولی بدیش این بود که پیرز نصف صورتش به شکل افراد آلوده شده به ویروس شده بود و دستش قطع شده بود . کریس پیرز رو بقل کرد و پیرز گفت کاپیتان اونطور که من فهمیدم اون هنوز زندست و میخواد انتقام بگیره هم از شما و هم از جیل کریس کخ دوباره به یاد جیل افتاد به پیرز گفت پیرز !!من مطمعنم یک اتفاقی افتاده جیل میخواست به من چیزی بگه ولی ایتن . و بعد به پیرز جریانو گفت . پیرز گفت . کاپیتان همون موقع که ایتن رو شما نجات داد ی و داخل هلیکوپتر بردینش من اونجا بودم سعی کردم جلوتونو بگیرم ولی نشد چون میدونستم ایتن آلوده شده و اون بعد از مبارزه با مادر بزرگ خونواده ی بیکر به ویروس فلان مبتلا شده که باعث حرفه ای شدن در قتل میشه . اوضاع خطرناکه . یک نفر دیگه هست که شاید........ کریس گفت شاید چی؟؟؟؟ پیرز گفت شاید اصلا باودش نکنید ولی کریس عصبانی شد و گفت قشنگ بگو پیرززززز؟؟؟؟پیرز گفت خواهر اریاس اون زندست و میخواد انتقام پدرش و اریاس رو بگیره .کریس:چی خواهر اریاس??? اون زندست ??? چطور ممکنه ???...... ببینیم برای مویرا و شری و جیک چه اتفاقی افتاده . کلر قبل از اینکه به دنبال جیل بگرده پادتنی رو به مویرا داد و جریان شری رو براش توضیح داد . مویرا هم قبول کرد و کلر رفت . 2 تا دختر کریس و پسر لیان درحال بازی کردن با هم بودن که یک دفعه پسر لیان گفت من خسته شدم بریم بیرون بازی کنیم??? دختر کوچیک کریس گفت نه نمیرم ولی دختر بزرگ کریس موافقت کرد . شری دوباره اون اتفاق براش افتاد ولی این یکی فرق میکرد چون شری میخواست دختر کوچیک کریس رو بکشه اون به سمت اون دختر هجون برد ولی تا میخواست بهش حمله کنه مویرا پادتن رو بهش زد . شری تعجب کرد و همینطور معذرت خواست مویرا گفت بقیه کجان دختر کوچک کریس گفت اونا رفتن بیرون بازی کنن . مویرا به پارکر و جیک اطلاع داد که سریعا اونارو بیارن خونه اما ..... اما پسر لیان بود ولی دختر کریس نبود .........
ادامه دارد..........................

[ یکشنبه 15 مرداد 1396 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ LEON.S.K ] [ نظرات () ]
رزیدنت اویل 8_2
سلام با ادامه ی داستان اویل 8 همراهتونیم
کریس در تاریکی صدایی میشنود به سمت تاریکی میرود ناگهان.... زامبی به جلوی صورتش میاد کریس به سرعت جای خالی میدهد و میگوید باز هم شروع شد خشاب تفنگشو عوض میکند و گله ی انبوهی از زامبی ها و سگ های وحشی را میکشد و به سمت نوری که از دورادور میبیند حرکت میکند . پس از اینکه جلو میرود صدای آشنایی را میشنود ابتدا میگوید حتما اشتباه میکنم ولی صدا درحال حرف زدن با کریس است . صدا میگوید کریس تو مقصر نیستی تو میتونی من بهت ایمان دارم . کریس سریع به عقبش برمیگردد کسی را نمی بیند تا سرش را برمیگرداند میبیند . اورا میبیند ولی باور نمی کند او میگوید اشتباه نمی کنی من هستم کریس تعجب میکند دستش را روی شونه ی او میگذارد و....... ببینیم برای جیل چه اتفاقی افتاده??? قبل اینکه پارکر و مویرا برسن چندین زامبی به خونه ی کریس حمله کردن جیل نگران شد صدای باز شدن در اومد جیل به دختراش گفت که داخل خونه بمونن و خودش با تفنگش رفت ببینه کی اومده (2 تا دختر جیل خبر نداشتن جیل هم درگذشته مامور بوده) جیل میبینه 2 نفر با نقاب وارد خونه شدن به سرعت به نبرد با اونا میپردازه اونا خیلی قوی بودن و قصد بیهوش کردن جیلو داشتن جیل یکیشونو میکشه ولی اونیکی دیگه موفق به بیهوش کردن جیل میشه . جیلو تو ماشینشون میندازن تو راه بردن جیل به مقرشون لیان اونارو میبینه و میبینه جیل تو ماشینشون بیهوشه سریعا خودشو به سمت ماشین پرتاب میکنه و میره روی ماشین ولی بر حسب اتفاق کلر که تفنگ دستش بود و جیک راننده ی ماشین بود کلر که جیلو دید به سمت لاستیک ماشین تیر اندازی کرد لیان که روی ماشین بود از روی ماشین پرتاب شد و افتاد روی شیشه ی جلوی ماشین جیک  شکست جیک کنترل ماشینو از دست داد لیان از روی ماشین افتاد پایین کنترل ماشین از دست جیک رها شد و ماشین به دره ی کنار خونه ی کریس پرتاب شد جیک سریع خودشو به شری رسوند و اونو از تو ماشین پرتاب کرد به بیرون و کلر هم هل داد تا پرتاب شه بیرون و خودش به دره رفت ...... در همین هین پارکر که داشت با موتورش میومد جیکو تو ماشین در حال ملاق زدن دید . ماشین جیک به سمت دره رفت و تو دره پره آب بود پارکر پرید و جیکو نجات داد و اونا با هم خودشونو به خونه ی کریس رسوندن اما برای شری اونجا دوباره اتفاق بدی افتاد . شری دوباره رنگ چشاش سیاه شد و به سمت کلر حمله کرد کلر پادتن رو تو گردنش زد و شری به حالت اولش برگشت ، لیان که نگران جیل بود سریعا ایدا رو گفت که بره به خونه ی کریس و دقیقا همون موقع مویرا اومد و ایدا و مویرا رفتن پیش بچه ها لیان هم به سرعت سعی کرد خودشو به ماشین جیل برسونه ولی نتونست و اونا جیلو بردن لیان عصبانی بود . همون موقع به لیان زنگ زدن و گفت شهر شدیدا به ویروس فلان مبتلا شده لیان سریعا خودشو به ایدا رسوند . پارکر هم  جیک رو به خونه ی کریس رسوند همه تو خونه دور هم جمع شدن .همه ماجرا هاشونو گفتن .لیان گفت کریس کریس کجاست??? بچه های کریس گریه میکردن . لیان گفت پارکر و جیک مویرا و شری شما مراقب بچه ها باشید  لیان گفت من باید برم شهر آلوده شده باید برم پیش بازمانده ها و دنبال جای امن بگردم ایدا هم گفت منم میام و لیان موافقت کرد . کلر گفت برای جیل چه اتفاقی افتاده . باید سر دربیارم ..........
ادامه دارد

[ شنبه 14 مرداد 1396 ] [ 09:50 ب.ظ ] [ LEON.S.K ] [ نظرات () ]
داستان اویل 8 _1
سلام خدمت دوستان گل و گرامی. من نویسنده ی وب عاشقان رزیدنت اویل هستم . و میخوام برای شما داستان اویل8 رو بگم و همینطور بگم که اگر رزیدنت اویل 8 اینجوری باشه خیلی باحال میشه. این داستان بعد داستان اویل 7 اتفاق میافته . 

این واقعه دقیقا بعد اتفاق رزیدنت اویل 7 صورت میگیره پس از اینکه کریس ردفیلد برای نجات ایتن فرستاده میشود و او و ایتن سوار بر هلیکوپتر میشوند در راه رسیدن به مقصد شب میشود . ناگهان کریس متوجه ی یک چیزی میشود . ایتن رفتار عجیبی دارد . به سرعت حرف میزند و بسیار پرخاش گر شده . عصبانی است و دستش به چاقویی است که در جیبش قرار دارد . در همان زمان جیل به کریس زنگ میزند پریشان است حال خوبی ندارد کریس دلیل پریشانی جیل را از او جویا میشود . جیل میگوید: کریس! همین چند لحظه پیش ...... یک دفعه کریس خلبان را غرق در خون میبیند . مامورین دیگر به ایتن حمله ور میشوند ولی او با چاقویش ان هارا میکشد به کریس حمله ور میشود و کریس و خودش را از هلیکوپتر به سمت پایین پرتاب میکند . کریس به سرعت دستان ایتن رو میگرد و با او بر روی زمین فرود میاد ایتن میمرد ولی مرگش عجیب است چشمان ایتن به رنگ قرمز در آمده . در آنطرف داستان جیل پس از اینکه میبیند گوشی قطع شده به سرعت دخترانش را به اتاق مخصوصی میبرد. با کلر تماس میگیرد . کلر به سرعت خودش را به پیش جیل میرساند. در همین حین گوشی کلر زنگ میخورد . شری است . شری با صدایی لرزان از کلر درخواست کمک میکند . و از حال میرود جیک گوشی رو از شری میگیرد و با کلر حرف میزند : شررررررییییییییییییی!!!!!!!!!! کلرررررررر شری.... شری . کلر میپرسد چه شده . جیک میگوید شری!! چند دقیقه ی پیش بعد نهار شری حالت عجیبی داشت چند دقیقه ی پیش یک نفر به شری زنگ زد ..... زنگ در هم خورد تا رفتم بینم چه شده دیدم لیان پشت دره . درو که باز کردم لیان به سرعت منو کنار زد به اتاق شری رفت و شری رو بیهوش دیدیم لیان گفت لعنتی و رفت و گفت خودتونو به خونه ی کریس برسونید و به سرعت درحالی که میگفت ایدا از در بیرون رفت . شری رو سوار ماشین کردم و خودم رفتم تا اسلح هامو بردترم که شری باهات تماس گرفت شری الااان بیهوشه چند تا جاو بهمون حمله کردن تفنگ تو خونست . کلر که این هارو شنید سریعا با مویرا و پارکر تماس گرفت و به اونها گفت که به پیش جیل برن و خودش رفت به کمک شری . اما بشنویم که در پیش جیک چه اتفاقی افتاده ??? جیک به سرعت از ماشین پیاده میشه و با جاو ها روبه رو میشه و اونارو میزنه به درون خونه میره اسلحه هارو که برمیداره گرمی دستی رو روی شونش حس میکنه دست اون فرد رو میپیچونه ولی شکست میخوره و بر زمین میافته . صدای آشنایی رو حس میکنه . این صدا صدای ............ وسکره بله وسکر وسکر با صورت نیمه سوختش دست جیکو میگیره و از جیک جای کریسو میپرسه جیک جوابی نمیده و وسکر قصد زدن تو صورت جیکو داره اما ...... جیک به سرعت جاخالی میده تفنگشو برمیداره و سوار بر ماشین حرکت میکنه تو نیمه های راه کلرو میبینه !!! کلرو سوار بر ماشینش میکنه و میگه اینجا چخبرههههه جیک میگه نمی دونم از هیچی خبر ندارم . کلر شری رو بغل میکنه و بهش یک پادتن تزریق میکنه شری رنگ چشاش از سیاه به رنگ عادی تغیر میکنه و پس از خوشو بش با کلر میگه: کلر !! چند دقیقه ی پیش لیان بهم زنگ زد بهم گفت از پنجره دور بمون تا میخواستم از پنجره دور بشم ناگهان تیری به گردنم اصابت کرد درش آوردم ولی روشو خوب نتونستم بخونم . تار بود ولی اینجوری نوشته بودna.....ws.... خیلی عجیب بود جیک که در حال رانندگی بود میگفت قبل از اون هم لیان اومده بود . حالا ببینیم چه اتفاقی برای لیان افتاده ?? لیان پس از اینکه از خونه ی جیک بیرون اومد سوار بر ماشین جیپش شروع به حرکت کرد و به خونش رفت ایدا رو دید . ایدا درحالی که پسرش رو بغل کرده بود گفت .لیان !!! وقتی تو رفتی چند نفر با صورت ماسک زده وارد خونه شدن و به سرعت رفتن نمی دونم چخبره لیان گفت ایییییییییییددددددددددااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بعدشم سریع ایدا رو هل داد و پسرش رو بغل کرد اون چند نفر تو خونه بمب گذاری کرده بودن . خوشبختانه ایدا و لیانو پسرشون  چیزیشون نشد ولی همه چی نابود شده بود اونا به سرعت خودشونو به خونه ی کریس رسوندن(خونه ی کریس خونه ای بسیااار امنی بود) پس این واقعه لیان و ایدا و پسرشون و جیکو شری و پارکر و مویرا و کلر و جیل و دخترای جیل همه تو خونه ی کریس جمع شدن و.....،، خب حالا ببینیم برای کریس چه اتفاقی افتاده?? کریس پس از مرگ آیتن متوجه ی چشمان خونی رنگ آیتن میشود.  کریس گوشی اش شکسته . زخمی شده و همینطور نگران خانواده اش هست به تاریکی میرود در همین حین صدایی میشنود .......
ادامه دارد...........

[ شنبه 14 مرداد 1396 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ LEON.S.K ] [ داستان چگونه بود??? () ]
میکس رزیدنت اویل
امیدوارم خوشتون بیاد . اینم خودم ساختم 
[http://www.aparat.com/v/naW9c]

[ شنبه 14 مرداد 1396 ] [ 12:57 ق.ظ ] [ LEON.S.K ] [ نظرات () ]
میکس مرد افسانه ای ردفیلد
امیدوارم خوشتون بیاد اینو خودم ساختم
[http://www.aparat.com/v/1VFTd]

[ جمعه 13 مرداد 1396 ] [ 04:08 ب.ظ ] [ LEON.S.K ] [ نظرات () ]
رزیدنت اویل
میکس باحال
[http://www.aparat.com/v/GDJRk]

[ پنجشنبه 22 تیر 1396 ] [ 01:19 ق.ظ ] [ LEON.S.K ] [ نظرات در مور چگونگی ویدیو () ]
میکسی از کریس ردفیلد و یار وفادارش پیرز نینواس
این میکس هم باحاله میکسایی که میزارمو ببینید با تشکر
[http://www.aparat.com/v/jVJSn]
به امید اینکه خوشتون بیاد

[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 11:22 ق.ظ ] [ LEON.S.K ] [ چگونگی میکس () ]
سناریو کریس ردفیلد غم انگیز
این لحظهی آخر سناریو ی کریس ردفیلد در اویل 6 هست
[http://www.aparat.com/v/IDgBx]

[ سه شنبه 20 تیر 1396 ] [ 05:49 ب.ظ ] [ LEON.S.K ] [ نظرات در مور چگونگی ویدیو () ]
میکس باحال با بهترین آهنگ اکشن از بهترین صحنه ها
این میکس بیشترش از رزیدنت اویل وندتا گرفته شده
[http://www.aparat.com/v/CGcbZ]
به امید اینکه خوشتون بیاد

[ سه شنبه 20 تیر 1396 ] [ 03:58 ب.ظ ] [ LEON.S.K ] [ چگونگی میکس () ]
میکسی از لیان اسکندی
میکس لیان اسکندی .خیلی باحاله نبینی از دستت رفته 
[http://www.aparat.com/v/27ACH]
نظر یادتون نره بدرود

[ سه شنبه 20 تیر 1396 ] [ 07:42 ق.ظ ] [ LEON.S.K ] [ چگونگی میکس () ]
میکس باحال رزیدنت اویل
آدرس میکس 
[http://www.aparat.com/v/zFSQZ]
برید اینجا میکسو ببینید و اینجا نظر بدید 
اینجا نظر بدید اونجا ندید

[ سه شنبه 20 تیر 1396 ] [ 07:35 ق.ظ ] [ LEON.S.K ] [ چگونه بودن میکس () ]
عکس باحال رزیدنت اویل وندتا
شخصین های رزیدنت اویل وندتا 
 1_کریس ردفیلد
2_لیان اسکندی
3_ربکا چمرز
4_گلن اریاس و....
عکس رزیدنت اویل




این رزیدنت اویل نسبت به دیگر و سایر رزیدنت اویلان چگونه بود

[ سه شنبه 20 تیر 1396 ] [ 07:23 ق.ظ ] [ LEON.S.K ] [ نظرات درمورد چگونه بودن رزیدنت اویل وندتا () ]
معرفی خودم
سلام خدمت شما بنده لیان اس کندی هستم نویسنده ی این سایت امیدوارم در آینده از پست هایی که میزارم خوشتون بیاد

[ سه شنبه 20 تیر 1396 ] [ 07:12 ق.ظ ] [ LEON.S.K ] [ نظرات () ]
۲۸ قسمتی که نشون میده جیل و کریس همدیگر رو دوست دارن♡♡♡
[http://www.aparat.com/v/msHBb]

[ جمعه 2 تیر 1396 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ جیل ولنتاین ] [ نظرات () ]
نتایج نظرسنجیه شخصیت های رزیدنت اویل
جیل وربکا

جیل 7رای 

ربکا 2 رای 

 کریس وجیک 

کریس  13 رای 

جیک 3 رای

1رای مساوی

بانوان اویل 

جیل  5رای 

ایدا 4رای 

کلر 4رای

مویرا 3 رای

الکس 1 رای 

ربکا  1 رای

جیل وهلنا

جیل 10 رای 

هلنا 1 رای 

کریس و کارلوس

کریس 7 رای 

کارلوس 4 رای

لیان واستیو

لیان 12 رای 

استیو 3 رای

کلروجیل

جیل 8 رای  

کلر 6رای

هلنا وجسیکا 

هلنا 6 رای

جسیکا 3 رای

کریس وآلبرت وسکر

کریس 11 رای

وسکر 1 رای

 کلر والکس

کلر 11 رای 

الکس 1 رای

جیل وایدا 

جیل 9 رای 

ایدا 8 رای

کریس ولیان

گریس 7 رای

لیان 9 رای 

1رای مساوی

ایدا وکلر

ایدا  9رای 

کلر 5 رای 

1 رای مساوی

جیل وشوا 

جیل  13 رای 

شوا 1 رای 

ایدا وهلنا

ایدا  10 رای 

هلنا  1 رای 

مویرا وشری

مویرا  5رای 

شری  4رای 

1رای مساوی

جیل وجسیکا 

جیل 10 رای 

3رای جسیکا







[ سه شنبه 5 بهمن 1395 ] [ 07:09 ب.ظ ] [ جیل ولنتاین ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : کد برای وب نینا ویلیامز
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ پنجشنبه 30 دی 1395 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ جیل ولنتاین ] [ نظرات () ]
مود رولیشن دو

مود رولیشن دو با جیل من همه چیو نابود میکنم

موضوعات: رزیدنت اویل ،
[ سه شنبه 28 دی 1395 ] [ 05:39 ب.ظ ] [ جیل ولنتاین ] [ نظرات () ]
چهره های ایدا وانگ

(ada wong: Kelly Hu(re 2


(ada wong: Kelly Hu (re4


(ada wong: Ty Brenneman (re6
نظرتون چیه؟
 من میگم چهره اولی که همون دومیه بهتره

موضوعات: ایدا وانگ ،
[ دوشنبه 27 دی 1395 ] [ 05:34 ب.ظ ] [ جیل ولنتاین ] [ نظرات () ]
لیان وشری

ادامه مطلب

موضوعات: رزیدنت اویل ،
[ دوشنبه 27 دی 1395 ] [ 02:10 ق.ظ ] [ جیل ولنتاین ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
صفحات سایت