تبلیغات
عاشقان رزیدنت اویل - داستان اویل 8 _1
داستان اویل 8 _1
سلام خدمت دوستان گل و گرامی. من نویسنده ی وب عاشقان رزیدنت اویل هستم . و میخوام برای شما داستان اویل8 رو بگم و همینطور بگم که اگر رزیدنت اویل 8 اینجوری باشه خیلی باحال میشه. این داستان بعد داستان اویل 7 اتفاق میافته . 

این واقعه دقیقا بعد اتفاق رزیدنت اویل 7 صورت میگیره پس از اینکه کریس ردفیلد برای نجات ایتن فرستاده میشود و او و ایتن سوار بر هلیکوپتر میشوند در راه رسیدن به مقصد شب میشود . ناگهان کریس متوجه ی یک چیزی میشود . ایتن رفتار عجیبی دارد . به سرعت حرف میزند و بسیار پرخاش گر شده . عصبانی است و دستش به چاقویی است که در جیبش قرار دارد . در همان زمان جیل به کریس زنگ میزند پریشان است حال خوبی ندارد کریس دلیل پریشانی جیل را از او جویا میشود . جیل میگوید: کریس! همین چند لحظه پیش ...... یک دفعه کریس خلبان را غرق در خون میبیند . مامورین دیگر به ایتن حمله ور میشوند ولی او با چاقویش ان هارا میکشد به کریس حمله ور میشود و کریس و خودش را از هلیکوپتر به سمت پایین پرتاب میکند . کریس به سرعت دستان ایتن رو میگرد و با او بر روی زمین فرود میاد ایتن میمرد ولی مرگش عجیب است چشمان ایتن به رنگ قرمز در آمده . در آنطرف داستان جیل پس از اینکه میبیند گوشی قطع شده به سرعت دخترانش را به اتاق مخصوصی میبرد. با کلر تماس میگیرد . کلر به سرعت خودش را به پیش جیل میرساند. در همین حین گوشی کلر زنگ میخورد . شری است . شری با صدایی لرزان از کلر درخواست کمک میکند . و از حال میرود جیک گوشی رو از شری میگیرد و با کلر حرف میزند : شررررررییییییییییییی!!!!!!!!!! کلرررررررر شری.... شری . کلر میپرسد چه شده . جیک میگوید شری!! چند دقیقه ی پیش بعد نهار شری حالت عجیبی داشت چند دقیقه ی پیش یک نفر به شری زنگ زد ..... زنگ در هم خورد تا رفتم بینم چه شده دیدم لیان پشت دره . درو که باز کردم لیان به سرعت منو کنار زد به اتاق شری رفت و شری رو بیهوش دیدیم لیان گفت لعنتی و رفت و گفت خودتونو به خونه ی کریس برسونید و به سرعت درحالی که میگفت ایدا از در بیرون رفت . شری رو سوار ماشین کردم و خودم رفتم تا اسلح هامو بردترم که شری باهات تماس گرفت شری الااان بیهوشه چند تا جاو بهمون حمله کردن تفنگ تو خونست . کلر که این هارو شنید سریعا با مویرا و پارکر تماس گرفت و به اونها گفت که به پیش جیل برن و خودش رفت به کمک شری . اما بشنویم که در پیش جیک چه اتفاقی افتاده ??? جیک به سرعت از ماشین پیاده میشه و با جاو ها روبه رو میشه و اونارو میزنه به درون خونه میره اسلحه هارو که برمیداره گرمی دستی رو روی شونش حس میکنه دست اون فرد رو میپیچونه ولی شکست میخوره و بر زمین میافته . صدای آشنایی رو حس میکنه . این صدا صدای ............ وسکره بله وسکر وسکر با صورت نیمه سوختش دست جیکو میگیره و از جیک جای کریسو میپرسه جیک جوابی نمیده و وسکر قصد زدن تو صورت جیکو داره اما ...... جیک به سرعت جاخالی میده تفنگشو برمیداره و سوار بر ماشین حرکت میکنه تو نیمه های راه کلرو میبینه !!! کلرو سوار بر ماشینش میکنه و میگه اینجا چخبرههههه جیک میگه نمی دونم از هیچی خبر ندارم . کلر شری رو بغل میکنه و بهش یک پادتن تزریق میکنه شری رنگ چشاش از سیاه به رنگ عادی تغیر میکنه و پس از خوشو بش با کلر میگه: کلر !! چند دقیقه ی پیش لیان بهم زنگ زد بهم گفت از پنجره دور بمون تا میخواستم از پنجره دور بشم ناگهان تیری به گردنم اصابت کرد درش آوردم ولی روشو خوب نتونستم بخونم . تار بود ولی اینجوری نوشته بودna.....ws.... خیلی عجیب بود جیک که در حال رانندگی بود میگفت قبل از اون هم لیان اومده بود . حالا ببینیم چه اتفاقی برای لیان افتاده ?? لیان پس از اینکه از خونه ی جیک بیرون اومد سوار بر ماشین جیپش شروع به حرکت کرد و به خونش رفت ایدا رو دید . ایدا درحالی که پسرش رو بغل کرده بود گفت .لیان !!! وقتی تو رفتی چند نفر با صورت ماسک زده وارد خونه شدن و به سرعت رفتن نمی دونم چخبره لیان گفت ایییییییییییددددددددددااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بعدشم سریع ایدا رو هل داد و پسرش رو بغل کرد اون چند نفر تو خونه بمب گذاری کرده بودن . خوشبختانه ایدا و لیانو پسرشون  چیزیشون نشد ولی همه چی نابود شده بود اونا به سرعت خودشونو به خونه ی کریس رسوندن(خونه ی کریس خونه ای بسیااار امنی بود) پس این واقعه لیان و ایدا و پسرشون و جیکو شری و پارکر و مویرا و کلر و جیل و دخترای جیل همه تو خونه ی کریس جمع شدن و.....،، خب حالا ببینیم برای کریس چه اتفاقی افتاده?? کریس پس از مرگ آیتن متوجه ی چشمان خونی رنگ آیتن میشود.  کریس گوشی اش شکسته . زخمی شده و همینطور نگران خانواده اش هست به تاریکی میرود در همین حین صدایی میشنود .......
ادامه دارد...........

[ شنبه 14 مرداد 1396 ] [ 06:10 ب.ظ ] [ LEON.S.K ] [ داستان چگونه بود??? () ]
آخرین مطالب